5 روش برای افزایش خلاقیت دانشمندان معتقدند تاثير رنگها بر زندگي انسان حتي وقتي كه انسان به آنها توجه لازم و كافي هم ندارد بسيار زياد است. در اين ميان شايد در زندگي رنگ آبي به خاطر رنگ آسمان و درياها نقشي اساسي براي انسانها داشته باشد اما دانشمندان تاكيد ميكنند كه براي داشتن ذهني خلاق اين مقدار هم حتي كافي نيست. در همين راستا در دانشگاه بريتيش كلمبيا كانادا دانشمندان تاثير رنگ قرمز و آبي بر رفتار داوطلبان را بررسي كردهاند. در اين تحقيق دانشمندان به اين نتيجه رسيدهاند در حالي كه رنگ قرمز حافظه داوطلبان را- كه در اين آزمايش دانشآموزان بودند- تقويت ميكند، رنگ آبي به آنها كمك ميكند كه تصورات خود را آزاد كنند. دانشمندان براي اثبات اين يافته تصميم گرفتند از داوطلبان بخواهند يك آزمايش ساده انجام دهند. در اين آزمايش به آنها قطعاتي به رنگ آبي و قرمز داده شده بود و از آنها خواسته شد با اين قطعات چند اسباببازي بسازند. دانشمندان مشاهده كردند اسباببازيهايي كه به رنگ آبي ساخته شده بودند در مقايسه با اسباببازيهاي قرمزرنگ از ساختار خلاقانهتري برخوردار بودند. ذهن خود را پرواز دهيد اينكه ذهن انسان آمادگي كشف نكتههاي جديد را داشته باشد خود يكي از عواملي است كه ميتواند به انسان براي خلاق بودن كمك كند. دانشمندان در دانشگاه دركسل فيلادلفيا مغز را در لحظهاي كه ايده نابي به آن ميرسد مورد تحقيق قرار دادهاند. دانشمندان در اين آزمايش از 2 گروه داوطلب استفاده كردند. يك گروه از اين داوطلبها را منتظر گذاشتند تا به آنها يك معما داده شود. وقتي كه معما به آنها داده شد از آنها خواسته شد كه بگويند وقتي كه معما را حل كردند آيا يكباره به ذهن آنها خطور كرده است يا براي انجام آن فكر كردهاند. دانشمندان با آزمايش مغز اين افراد متوجه شدند سمت راست مغز آنها به شدت درگير است؛ بخصوص بخشي از مغز كه مسئول ديدن است. به اين ترتيب به اين نتيجه رسيدهاند كه وقتي داوطلبان براي انجام حل يك مسئله متمركز ميشوند كارايي مغز خود را پايين ميآورند.
خلاقيت را به معناي انديشه براي خلق راه حل نو تعريف ميكنند.
زندگي را آبي ببينيد
-
سه شنبه 31 فروردین 1389
8:02 AM
نظرات(0)
ترجمه: محمد غزنوي
مغز حدود 640عضله را هماهنگ مي کند و محتواي انرژي، توليد مثل و علائم حياتي را تحت کنترل دارد.
با اندکي فکر و آزاد کردن ذهن، به فلسفه وجود خويش پي مي بريم واز تجربيات خود و تجربيات افرادي که تا به حال نديده ايم، آموزش هاي لازم را کسب مي کنيم.
اما بعضي مغزها توانايي هاي بيشتري از ساير مغزها دارند! چرا برخي افراد باهوش تر و با استعدادتر هستند؟ آيا عاملي فيزيکي يا فيزيولوژيکي در اين اثر نقش دارد؟ اکنون ما به بررسي بعضي ازاين مغزهاي خارق العاده مي پردازيم و خواهيم ديد که چرا بعضي از مغزها فراتر از حدود توانايي هاي مغز انسان به نظر مي رسند.
هوش، مفهومي مشکل براي توضيح دادن است، بنابراين، عدم توانايي در نشان دادن مکان مرتبط باهوش در مغز امري غير منتظره نيست. بيشتر مطالعاتي که تاکنون صورت گرفته، عواملي چون اندازه، حجم، وزن يا محيط مغز را باهوش فرد مرتبط مي دانند. براي نمونه، «ساندرا ويتلسون» از دانشگاه «مک مستر» کانادا، مغز 100 فرد را که درزمان حيات خود نمره هوشي (IQ)متفاوتي را در آزمون هاي مربوطه کسب کرده بودند، پس از مرگ آنها مورد بررسي قرار داد. وي دريافت اگر چه ارتباط هاي مثبتي بين حجم نيمکره هاي مغز و نمره ضريب هوش افراد وجود دارد، اما اين ارتباط ها به عوامل ديگري مثل جنسيت، دست چپ يا راست بودن فرد هر نوع آزموني که فرد در آن نمره هوش دريافت کرده است، نيز بستگي دارد. براي مثال، هوش بالا در استفاده از کلمات در برابر تصاوير(هوش شفاهي يا verbal intelligence) به طور قوي در زنان با حجم مغز مرتبط بود و در مردان به راست دست بودن آنها. همچنين در زنان، توانايي تجسم فضايي ارتباط زيادي با حجم مغز آنان داشت، اگرچه اين ارتباط ضعيف تر از ارتباط هوش شفاهي با حجم مغز بود.
-
سه شنبه 31 فروردین 1389
8:00 AM
نظرات(0)
دکتر حسابی کیست؟ پدرش (سید عباس معزالسلطنه) و مادرش (گوهرشاد حسابی) هر دو اهل تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکیاش را در تهران سپری نمود. سپس به همراه والدین و برادرش عازم شام شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت، با تنگدستی و مرارتهای دوری از میهن، در مدرسه کشیشهای فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می گرفت. او قرآن کریم و دیوان حافظ را از حفظ می دانست. وی اعتقادی ژرف به قرآن داشت. او همچنین بر کتب بوستان ، گلستان سعدی ، شاهنامه فردوسی ، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام اشراف کامل داشت. محمود حسابی در12شهریور سال 1371 هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد. تحصیلات شروع تحصیلات متوسطه او مصادف با آغاز جنگ جهانی اول, و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو, به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات، و در سن نوزده سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان فارغ التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک میکرد. او همچنین در رشتههای پزشکی, ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت. شرکت راهسازی فرانسوی که او در آن مشغول به کار بود, به پاس قدردانی از زحماتش, وی را برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام کرد. در سال 1924م به مدرسه عالی برق پاریس راه یافت و در سال 1925م فارغ التحصیل شد. خلاصه ای از تئوری معروف وی: دكتر حسابی یكبار تابستان برای مدت كوتاهی به ایران بازگشت و در خانه ای متعلق به آقای جمارانی تابستان را سپری می كرد و در همین ایام در حین مطالعات به این فكر افتادند كه علت وجود خاصیتهای ذرات اصلی باید در این باشد كه این ذرات بی نهایت گسترده اند و هر ذره ای در تمام فضا پخش است و نیز هر ذره ای بر ذرات دیگر تاثیر می گذارد. به این ترتیب به فكر آزمایشی افتاد كه این نظریه را اثبات و یا نفی كند. او با خود فكر كرد اگر این تئوری صحیح باشد باید چگالی یك ذره مادی به تدریج با فاصله از آن كم شود و نه اینكه یك مرتبه به صفر برسد و نباید ذره مادی شعاع معینی داشته باشد. پس در اینصورت نور اگر از نزدیكی جسمی عبور كند باید منحرف شود و پس از اینكه محاسبات مربوط به قسمت تئوری این نظریه را به پایان رسانید.
سید محمود حسابی، فیزیکدان ایرانی، در سال 1281 ه.ش در تهران متولد شد. فرنام «پدر علم فیزیک ایران» از آن اوست.
پس از بازگشت به امریكا به راهنمایی پرفسور انیشتین در دانشگاه پرنیستون به تحقیقات در این زمینه پرداخت. پرفسور انیشتین قسمت نظری تئوری را مطالعه كرد و دكتر حسابی را به ادامه كار تشویق كرد. دكتر حسابی به راهنمایی پرفسور انیشتین به تكمیل نظریه پرداخت سپس یك سال دیگر در دانشگاه شیكاگو به كار پرداخت و آزمایشهایی در این زمینه انجام داد.
-
سه شنبه 31 فروردین 1389
7:55 AM
نظرات(0)
همان طور که می دانید هر کاربر برای برقراری ارتباط با کامپیوتر نیاز به دستگاههای ورودی دارد و دستگاههای ورودی امروزه بیشتر شامل ماوس و کیبورد میشوند. البته اکثر کاربران حرفهای ترجیح میدهند حد الامکان از کلیدهای میانبر (ShortCut) برای انجام کارهای کامپیوتری خود استفاده کنند تا زمان کمتری را برای رسیدن به هدف خود صرف کنند؛ بنابراین برای انجام یک عمل خاص در هر نرم افزار معمولا 2 روش وجود دارد؛ یکی روش اصلی که طی کردن مسیری در نوار ابزار نرم افزار، برای رسیدن به آن عمل خاص می باشد و دیگری استفاده از 2 یا چند کلید ترکیبی در کیبورد برای رسیدن به همان مقصود می باشد. مسلما روش دوم سریع تر و بهینه تر می باشد بنابراین تصمیم گرفتیم تا کلیه کلیدهای میانبر و کاربردی مرورگر محبوب فایرفاکس را برای شما جمع آوری کنیم تا هنگام کار با این مرورگر قوی بتوانید سریع تر و حرفه ای تر از کامپیوتر خود بهره ببرید. توجه: در این ترفند برای استفاده از کلیدهای میانبر باید عملیات را از راست به چپ انجام دهید؛ به عنوان مثال عبارت « Ctrl+ A» به معنی این است که کلید Ctrl روی صفحهکلید را نگاه دارید و سپس کلید A را بزنید. لیست کلیدهای میانبر به ترتیب حروف انگلیسی: Ctrl + A: تمام متن داخل صفحه را انتخاب میکند Ctrl + B: نوار کناری بوکمارکها را باز میکند Ctrl + C: متن انتخابشده را کپی میکند Ctrl + D: صفحه کنونی را بوکمارک میکند Ctrl + F: نوار پایینی را برای جستجوی یک عبارت در صفحه باز میکند Ctrl + G: متن بیشتری را میان همان صفحه جستجو میکند منبع : ترفندسیتی
-
دوشنبه 30 فروردین 1389
8:09 AM
نظرات(0)
شادي احساسي دروني است كه بيشتر از طريق علايم و نشانه هاي غيركلامي، حالت چهره، وضع بدن و حركات چشم و لب نمايان مي شود. قوانين متعدد فرهنگي شيوه ابراز شادي را در هر موقعيت به فرد القا مي كنند. مردم عادي در پايين ترين سطح، پيرو اين نظريه هستند كه لذت، شادي آفرين است. در سطحي بالاتر، افراد طبقه متوسط، شادي را با موفقيت و كاميابي يكسان مي دانند و عالي ترين نوع شادي از نظر ارسطو نوعي شادي است كه بر اثر زندگي انديشمندانه ايجاد مي شود. لحن بهترين نشانه حالات احساسي فرد است كه نشان مي دهد، او شاد است يا تظاهر به شادي مي كند. براي اين كه بفهميم احساس ديگران چيست، بايد بدانيم آيا همه شواهد موجود در پيام هايي كه مي فرستد، هماهنگاند؟ اگر چهره شاد باشد اما سخنان مايوس كننده، نشانه تظاهر و عدم صداقت است. سخنان خوشايند كسي كه از چهرهاش شادي پيدا نيست نيز نشانه طعنه و نيش خند است. حس شادي، تركيبي از عواطف مثبت، از جمله خوشحالي، هيجان و برانگيختگي حسي در مواقعي است كه عواطف منفي مانند احساس ملال، بي علاقگي و افسردگي در پايين ترين حد خود باشند. به بيان ديگر، شادي، بالا بودن ميزان عواطف مثبت همراه با پايين بودن عواطف منفي است.
-
دوشنبه 30 فروردین 1389
8:08 AM
نظرات(0)
يكي از بارزترين خصايص فرهنگي فلسفه معاصر پديده مدرنيته و به عنوان سبك تفكر مدرنيسم است. اگر به علوم، فنون و هنرهاي مختلف با ديدي محققانه نگريسته شود، به راحتي مي توان رد پاي تفكر مدرن را در آن مشاهده كرد. با توجه به شناخت حاصل شده از معماري مدرن اروپا، اكنون مي توان پيامدهاي اين شيوه معماري را در جهان سوم و ايران بررسي كرد چرا كه معماري دور مدرن در ايران، نه برگرفته از شناسنامه معماري مدرن، بلكه منطبق بر جامعه شبه مدرن است. ● تاريخ پيدايش اواخر دوره قاجار است و انتقال سريع تفكرات و ايده ها از خصايص جامعه مدرن است. چرا كه جامعه مدرن بر مبناي سرعت انتقال اطلاعات پايه گذاري شده و اين تبادل اطلاعات در نهايت موجب تعادل فرهنگ و الگوي معماري مي شود. ايران
لغت مدرنيسم با ريشه يوناني، نخستين بار، قرن ششم ميلادي از كلمه Modo يعني تازگي استخراج شد و در نهايت به معناي تازگي به كار رفت. لغت مدرنوس، مربوط به آثار هنرمنداني مي شد كه به شكلي نو و بدون توجه به سابقه هنري با خلاقيت هاي تازه، آثار جديدي را خلق مي كردند.
شايد لغت مدرن جزو معدود لغاتي باشد كه به رغم پيچيدگي مفهوم، معنايي ديگر چون نوآوري و طرد گذشته را در خود مستتر دارد. اما اگر قرار باشد كه مدرنيسم به عنوان گرايش جامعه شناسي و يك سبك هنري بررسي شود بايد به يك قرن قبل بازگشت و روند تحولات آن دوره را مورد بررسي قرار داد. مدرنيسم بيش از ۱۵۰ سال قبل در اروپاي غربي تبلور يافت و به عنوان الگويي كه با نهادها، افكار و باورهاي سنتي مبارزه مي كند مطرح شد. استفاده از ابزار فردباوري (راسيوناليسم) روش پيشرفت اين نوع تفكر بود و نتيجه عملي اين نوع تفكر پيدايش انسان محوري با بينش دنيوي است.
نخستين خصوصيت در جوامع مدرن و به تعبيري در معماري مدرن، معادله مدرن سازي برابر با جهش هاي تكنولوژيكي است. اين معادله در كشورهاي غير مدرن به صورت مدرني سازي برابر با غرب زدگي و اين دو برابر با واردات تكنولوژي خود را عيان كرده است. تجربه نشان داده است كه اين امر به نابودي تمدن هاي قدرتمند و ارزش هاي ماندگار كشورهاي غير مدرن منجر مي شود.
واردات تكنولوژي در جوامع رو به پيشرفت به اين دليل مساله ساز است كه اين واردات ورود فرهنگ مصرف و كاربرد آنها را به دنبال دارد به گونه اي كه نمي توان از اتومبيل استفاده كرد و همچنان در بافت هاي ارگانيك زيست و خصيصه ديگر جوامع مدرن و معماري مدرن، شناخت، تثليث آن يعني، تكنولوژي، توليد و مصرف است.
در اين ديدگاه انسان تنها توليدكننده و مصرف كننده است، اما اين تثليث در جوامع غير مدرن و به ويژه جوامع شرقي به شكل ديگري نمايان است.
تفاوت بزرگي است ميان ساختن يك آپارتمان و برج مسكوني به جهت تبديل به عنصري اقتصادي و عشقي كه پدرانمان نسبت به خانه هاي نيمه مخروبه بافت قديم داشته اند. در جوامع غير مدرن، آجرها قسمتي از وجود معمار است كه به وسيله ملات عشق به يكديگر متصل مي شده اما در جوامع مدرن يا شبه مدرن مانند كشورهاي جوامع سوم، آجر قطعه اي از خاك است كه قيمت آن مشخص بوده و بايد در استفاده از آن صرفه جويي كرد.
براساس تقسيم بندي جوامع مدرن به دو قسمت «سنت و مدرن» يا «شرق و غرب» است و چنانچه اين تقسيم بندي مشخص مي كند هر جامعه يا شرقي و سنتي است، يا غربي و مدرن. اين الگو، الگويي است كه آرام آرام در جهان گسترش مي يابد و در اين ديدگاه جامعه سنتي محكوم با نابودي و انهدام است. اين مساله در جوامع غير مدرن ابعاد مختلفي يافته و در جامعه سنتي ايران، هند، مصر و ساير كشورهاي مشابه با كشورهاي مدرن بسيار متفاوت است. مدرنيسم و معماري مدرن داراي تفاوت هاي اساسي هستند كه به بخشي از اين تفاوت ها اشاره مي شود.
تفكر مدرن به عنوان يك جهان بيني و ايدئولوژي مطرح مي شود، در حالي كه معماري مدرن سبك معماري است كه سده قبل اروپا و آمريكا را شكل داده است. از سوي ديگر معماري مدرن مربوط به زمان و مكان كاملا مشخصي است، در حالي كه جهان بيني مدرن فاقد مكان و زمان است. به رغم اين دو مبحث كه انفصال سبك و ايدئولوژي مدرن را ملزم مي كند، به طور كلي شناسنامه معماري هيچ تفاوتي با تفكر مدرن نداشته و هر دو زاييده خلف گونه اي از زيست بشري هستند.
در جهت تشخيص خصايص معماري مدرن ايراني، بايد نقطه اشتراك معماري مدرن و جامعه مدرن را بررسي كرد. چرا كه اين خصوصيات به صورت تركيبي معماري التقاطي معاصر را رقم مي زند. به طور كلي تفكرات و زيربناي فكري معماري معاصر ايران عبارتند از:
-
دوشنبه 30 فروردین 1389
8:05 AM
نظرات(0)
يکي از گل هاي زيبا و هميشه سبز که نگهداري آن براي همه گل دوست ها آسان است، کاکتوس است. اين گياه کوچک خاردار، علاوه بر گل هاي قشنگ و زيبايي که دارد، از خواص ديگري هم برخوردار است از جمله استفاده از ميوه آن براي خوردن يا مصرف آن در داروهاي شيميايي يا تاثير آن در تصفيه هوا. کاکتوس خود يک طبيعت کوچک و گوياست. خيلي ها زيبايي گياه کاکتوس را چندان منطبق با معيارهاي زيباشناسي معمول نمي دانند، اما در مقابل، عده ديگري هم هستند که با عشق و علاقه اي عجيب به گردآوري و تربيت اين گياه صبور، مقاوم و زيبا مي پردازند و پرورش کاکتوس را سرگرمي دلپذيري مي دانند. پس از جنگ جهاني دوم، شمار دوستداران و پرورش دهندگان کاکتوس افزايش يافت تا آن جا که حتي انجمن هاي بزرگي در بعضي کشورها پا گرفت که به طور تخصصي به کار پرورش و نگهداري کاکتوس پرداختند. در ايران هم بخصوص در سه دهه گذشته کاکتوس طرفداران زيادي پيدا کرده است و عده زيادي به کشت، بازپروري و نگاهداري کاکتوس پرداخته اند. کاکتوس ها انواع بسيار متنوع و مختلفي دارند و هر يک از گونه هاي آن ها نيز ارزش خاص خود را دارد. بعضي انواع کاکتوس به اسم هاي طنزآميز عاميانه اي نظير گل مار، زبان مادرشوهر، صندلي مادرزن و ... مشهورند و از همين رهگذر جذابيت هاي ديگري هم براي اين گياه به وجود آمده است. کاکتوس ها از گياهان کم توقع هستند و اگر در شرايط مطلوب قرار بگيرند و حداقل نيازهاي آن ها تامين شود گل مي دهند. اين گياه پس از رده ارکيده ها، بزرگ ترين تيره گياهان را پديد آورده اند و زادگاه اصلي آن ها قاره آمريکاست. کاکتوس ها گياهاني داراي خارهاي بزرگ هستند که در حقيقت خار آن ها برگ شان است. اين گياهان از گروه گياهان گوشتي و از رده دولپه اي هاي جدا گلبرگ هستند. ساقه اين گياهان بسيار ضخيم و گاه از حالت استوانه خارج شده و شکل اصلي خود را از دست مي دهد. در دشت هاي بزرگ و جنگل هاي آفريقاي جنوبي، استراليا، مکزيک و پاراگوئه که در بيشتر ايام سال، آب و هوا خشک است کاکتوس ها به وفور رشد مي کنند. علاوه بر اين کاکتوس بومي کناره هاي اقيانوس اطلس و پهنه هاي مديترانه اي به ويژه جزاير قناري بين اسپانيا و شمال آفريقا نيز هستند. تنها در بيابان هاي قاره آمريکا بيش از يک هزار گونه کاکتوس با شکل ها، اندازه ها و رنگ هاي گوناگون زيست مي کنند. آرژانتين، شيلي، پرو و بوليوي نيز از جمله کشورهاي شناخته شده در پرورش کاکتوس هستند و گاه گونه هاي بسيار غول پيکري از کاکتوس ها در اين مناطق رشد مي کنند. بلندي اين درخت ها گاهي به 15 الي 20 متر مي رسد. در جنگل هاي برزيل بعضي از کاکتوس ها به صورت اپي فيت هستند (در تنه هاي درختان زندگي مي کنند) و ظاهر بسيار شگفت انگيزي دارند. مهم ترين ويژگي اين گياه تحمل و صبوري آن هاست و خود را با همه شرايط نامساعد محيطي سازگار مي کند و مصداق بارز بيشترين استفاده از حداقل امکانات است. حتي از اندک رطوبتي، بيشترين استفاده را مي کنند و با کمترين مقدار آب و مواد غذايي زنده مي مانند بي آن که زيبايي و طراوت خود را از دست بدهند.
-
یک شنبه 29 فروردین 1389
5:55 AM
نظرات(0)
● بیل گیتس درسال 1955 میلادی در شهرسیاتل آمریکا به دنیا آمد. پدرش وکیل و مادرش آموزگار بود. در دوران دبیرستان با رایانه آشنا و به آن علاقه مند شد و از 13 سالگی نوشتن برنامه های رایانه ای را شروع کرد و اولین نرم افزار خود را که یک بازی ساده رایانه ای بود در همان سن نوشت. او این کارها را به همراه دوستش پل آلن (PAUL ALLEN) انجام می داد. پل دو سال از او بزرگتر بود و مهارت خاصی در سخت افزار نیز داشت. در سال 1973 به دانشگاه هاروارد وارد شد و در آنجا با استیو بالمر (STEVE BALLMER) از مسوولان فعلی شرکت مایکروسافت آشنا شد. یک سال بعد در 19 سالگی دانشگاه را ترک گفت تا به همراه دوست دبیرستانی اش پل آلن شرکت مایکروسافت را تاسیس کند. در ابتدای راه، برنامه زبان بیسیک (BASIC) را ارایه دادند. کار شرکت با 40 کارمند و فروش سالانه 2/4میلیون دلار آغاز شد. در سال 1980 شرکت با ارایه سیستم عامل برای ریزپردازنده های 16 بایتی 8088 اینتل که به سفارش شرکت IBM انجام شد به شهرت و ثروت رسید. یک سال بعد اولین نسخه سیستم عامل WINDOWS از سوی شرکت عرضه شد. در سال 1992 شرکت مایکروسافت با انتشار نسخه WINDOWS 1، 3 اولین سیستم عامل گرافیکی را ارایه کرد که قبول عام یافت و این مقبولیت با انتشار نسخه های 95، 98 ، 2000 و XP به اوج رسید. به گونه ای که هم اکنون بیش از 95درصد کاربران رایانه های شخصی در دنیا از نرم افزارها و محصولات مختلف این شرکت استفاده میکنند. امروزه مایکروسافت شرکت بزرگی است که سالانه بیش از 25میلیارد دلار درآمد دارد و 50 هزار کارمند آن در 78 کشور و منطقه در سراسر دنیا مشغول کار هستند. مایکروسافت برای سال جاری میلادی 5/2 میلیارد دلار در امور تحقیق و توسعه هزینه می کند. بیل گیتس به عنوان موسس و رییس شرکت با بیش از 77 میلیارد دلار ثروت سالهاست که عنوان ثروتمندترین فرد دنیا را به خود اختصاص داده است. گیتس در سال 1994 ازدواج کرد و با همسرش بنیاد خیریه ای با 24میلیارد دلار سرمایه تاسیس کرده که در امور بهداشت جهانی و آموزش فعالیت می کند. او تاکنون دو کتاب منتشر ساخته و در آن نظرات خود را راجع به نحوه اداره شرکتش و نیز فناوریهای عصر اطلاعات و آینده آن ارایه کرده است: در سال 1995 کتاب «جاده پیش رو» و در سال 1999 کتاب «سرعت اندیشه». این کتاب به 25 زبان ترجمه و در 60 کشور جهان منتشر شده است. علاوه بر آن، او با ملاقاتها و مسافرتهای متعدد و سخنرانی در مجامع مختلف که تفصیل همه آنها در سایت خود او در اینترنت آمده است، جزییات افکار و اندیشه های خود را به عنوان یکی از تاثیرگذاران عصر دیجیتال ارایه داده است. در این مقاله مجموعه ای از افکار و عقاید او در زمینه ویژگیهای عصر دیجیتال، اینترنت شاهراه اطلاعاتی، سیستم عصبی دیجیتالی، الگوی زندگی و کار شبکه ای، فناوری اطلاعات، شتاب تغییرات در کسب و کار، کارهای دانش بر و کارکنان فرهیخته، مدیریت دانایی و ابزارهای دیجیتالی مدون و درقالب یک مصاحبه ارایه شده است. مصاحبه فعلی هم هیچگاه صورت نگرفته است و تنها به عنوان شکل وقالبی برای تفکیک و تنظیم و عرضه نظرات او در بخشهای مختلف انتخاب شده و بنابراین گاه در پاسخ ارایه شده به یک سوال، از لابه لای کتابها، سخنرانی ها و مقالات او مطالبی استفاده شده است. به هر روی این مقاله تلاشی است برای مرور کلی اندیشه های یکی از معماران برجسته عصر دیجیتال. مرد خودساخته ای که در 19 سالگی دانشگاه را رها کرد تا شرکتی تاسیس کند که امروزه غول نرم افزاری جهان محسوب می شود و خود با تصاحب بیشترین ثروت در دنیا بیش از هر فرد دیگری در تاریخ نیز ثروت و افراد ثروتمند آفریده است. ویژگی «عصر اطلاعات» از نظر شما چیست؟ اطلاعات یک ابزار جدید کسب و کار است و می تواند به سرعت اندیشه جابه جا شود و حرکت کند. اگر ویژگی دهه 80 رویکرد به کیفیت و دهه 90 دوران مهندسی مجدد بوده است، ویژگی دهه 2000 سرعت است. شرکتهای موفق آنهایی هستند که اطلاعات به آسانی در آنها جریان دارد. اگرمی خواهیدشرکت طراز اول باشید، باید اطلاعات بیشتری به دست آورید و به آن سریعتر عمل کنید. من یک باور ساده اما قوی دارم: آنچنان که اطلاعات را جمع آوری، مدیریت و استفاده می کنی، پیروز می شوی یا شکست می خوری. قرن بیست و یکم قرن شتاب خواهدبودوسرعت تغییر. کلید موفقیت کسب و کار در این قرن "سرعت اندیشه" است. شما به عنوان موسس... من لفظ «موسس» را نمی پذیرم، زیرا حاکی از آن است که من اول موسس بوده ام و سپس یک پدیدآورنده نرم افزار. درحالی که من یک مهندس نرم افزار هستم که تصمیم گرفتم یک تیم را جمع کنم. ما از ابتدا که شرکت را تاسیس کردیم، شرکت بزرگ نبود و بلکه بسیار ساده بود. تیم در طول زمان رشد کرد و محصولات نرم افزاری جدید عرضه کرد. زمانی که من و پل، مایکروسافت را تاسیس کردیم، صرفاً به کار نرم افزار پرداختیم. البته پل از من واردتر بود و چه بسا می خواست یک شرکت سخت افزارداشته باشیم. در این زمینه ما بحثهای زیادی با هم داشتیم. این فکر را با پل از دوران دبیرستان داشتیم. من به پل گفتم ریزپردازنده اینتل 8088 به اندازه کافی قدرتمند نیست و بنابراین، ما بایدیک شرکت را راه اندازی کنیم. بعدازیک سال و نیم کار پیاپی به عنوان اولین محصولمان Basic را نوشتیم. در سال 1983 به فکر افتادم هیات مدیره ای از افراد برجسته و خبره بگمارم و از مشورتهایشان استفاده کنم. Jim Towine را به عنوان اولین رییس مایکروسافت آوردیم و به مرور افراد مستعد را جذب کردیم. پس از آن Jon Shirley را آوردیم که کار تیمی را به خوبی بلد بود و به کسب و کار علاقه داشت. پس به نظر می رسد شرکت کاملاً متکی به شما باشد؟ نه کاملاً. من از جوانترین مدیر عامل هایی هستم که می توانید در شرکتها سراغ بگیرید. تغییر مدیرعامل معمولاً یک انتقال توام با خطر برای سازمان است. اما من سعی کرده ام سیستمی پدید آورم که متکی به فرد نباشد. دارایی حقیقی شرکت ما کارکنان ماست. باید به کارکنان اجازه داد وظایف و کارهایشان را به خوبی مدیریت کنند. امروزه شما چکار می کنید؟ من در مقام رییس شرکت بیشتر درصدد جذب و به کارگیری افراد نخبه، بستن قراردادهای جدید و فروش نرم افزار هستم. استخدام افراد باهوش از همان ابتدا مهمترین نکته برای ما بوده است. بسیار تلاش کرده ایم که افراد متناسب با فرهنگ سازمانی خود را پیدا و جذب کنیم. مایکروسافت اکنون به یک شرکت عظیم تبدیل شده است. چگونه یک شرکت چند ده هزار نفری را اداره می کنید؟ نگهداری و هدایت شرکتهای بزرگ در سطح عالی بسیار مشکل است. منظور من جذب و استخدام و نگهداری کارکنان بزرگ و داشتن آرمان والاست. کار ما نوشتن نرم افزارهای عالی است. ما باید در این زمینه برتر باشیم. به زمینه های دیگرکاری نداریم. ما به خوبی می دانیم چطور استخدام کنیم، چطور مدیریت کنیم و چگونه محصولات نرم افزار جهانی تولید کنیم. ما شرکتی به وجود آورده ایم که می خواهد نرم افزارهای برتر بنویسد و کارکنان بزرگی داریم که این ارزشها را نگه می دارند. شرکت ما برای این هدف خاص تاسیس شده است. کسب و کار ما همین است. تولید محصولات برتر، ملاقات و نشست با مشتریها، تماسهای تلفنی و جذب و به کارگیری کارکنان باهوش. فکر می کنید چه وقت رشد مایکروسافت به انتها می رسد؟ ما بر اساس رویکرد درازمدت خود معتقدیم این کسب و کار به صورت سیکلی جلو می رود، یعنی فراز و نشیب دارد. ما به کسب سود خود مطمینیم. البته تولید نرم افزارهای برتر سود بیشتری دارد. تنها سوال این است که چگونه رهبری خود را در تولید و عرضه نرم افزار حفظ کنیم. ما نسبت به توانایی خود در این زمینه اطمینان داریم. ما یک شرکت با آینده غیر قابل باور هستیم. فکر می کنید روزی مایکروسافت از بین برود؟ بی تردید روزی فرا خواهد رسید که ستاره بلندپروازی، گوی کسب و کار را از دست مایکروسافت برباید.تنها امید من آن است که آن روز 50 سال دیگر باشد نه 2 یا 5 سال دیگر. آرمان شرکت طی سالها چه تغییراتی داشته است؟ چشم انداز اولیه شرکت عبارت بود از: یک رایانه شخصی PC در هر خانه و روی هر میز. در این بیست و چند سال این آرمان را تغییر دادیم و تکمیل کردیم: در هر زمان و هر مکان و روی هر دستگاهی. یعنی ایده آل آن است که روی هر میز و هر خانه و هر اتاق و هر ماشین و هر جیب یک کامپیوتر باشد. آرمان جدید مایکروسافت عبارت است از: توانا ساختن مردم به اینکه نرم افزارهای عالی و برتر را در هر زمان و مکان و روی هر دستگاهی داشته باشند. از هدفهای بی پروایانه کنونی آن است که رایانه شخصی را بسیار پرتوان تر از آنچه هست، کنیم، به گونه ای که ببیند، بشنود و یاد بگیرد. ما ناچاریم برای ساختن آینده درازمدت خود به خطرهای بزرگی تن دهیم. بلوغ صنعتی هنگامی پدید می آید که دیگر به خطرپذیری نیاز نباشد، اما در صنایع روبه رشد باید همواره به استقبال خطر رفت تا بتوان فرآورده های نوین و بی مانند آفرید. رشد صنعت رایانه را می توان با صنعت خودروسازی دهه 1920 یا هواپیماسازی دهه 1930 سنجید. پس معتقد هستید مایکروسافت می تواند بهتر از این باشد؟ این مساله بستگی به آن دارد که چطور سریعتر حرکت کنیم و افراد مناسب را برای آینده جذب کنیم. من نسبت به روند پیشرفت خوشحالم، اما کارهای بسیاری وجود دارد که باید انجام دهیم. بیشتر وقت جلساتی که من با بخشهای مختلف مایکروسافت دارم، راجع به آن است که کارکنان باید کارها را بهتر انجام دهند. وقت کمی اختصاص دارد به کارهایی که خوب پیش رفته است. ما هنوز از آرمانمان که روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر باشد، فاصله داریم. برای رسیدگی به کارها وقت خود را چگونه تنظیم می کنید؟ وقت من در ملاقات با گروههای تولید و سایر بخشهای شرکت و مشتریان تقسیم شده است. علاقه شخصی من آن است که با گروههای تولید کار کنم و بیشتر وقت ملاقات من با آنهاست. یک سوم وقت ملاقاتها نیز با مشتریان است. من مدیری با جهت گیری تولید هستم و بنابراین بیشتر وقتم در این جهت می گذرد. البته من فرصت ندارم به کارهای جزیی برسم. من مجبورم اطمینان حاصل کنم که کارکنان در جهت آرمان آینده ما حرکت می کنند. اما در امور دیگر مثل جزییات فروش و ... خبره نیستم. مشاورهای فناوری هم دارم که از آنها بهره می برم. ما در شرکت دو هفته داریم که هفته تفکر (THINK WEEKS) نام دارد که من مواردی را که همه کارکنان باهوش نوشته اند می خوانم. پس به نظر می رسد بیش از حد کار می کنید؟ من ساعات زیادی کار می کنم، البته نه مثل بعضی خیلی زیاد. گاه روزهایی تا 14 ساعت کار می کنم اما معمولاً 12 ساعت. در روزهای تعطیل به ندرت از 8 ساعت بیشتر کار می کنم. ما کارهای زیادی داریم که می توانیم بهتر انجام دهیم. آنچه مرا به سمت جلو می برد کارکردن باافراد هوشمند است. تمام شرکت های موفق توسط تیمی از افراد به جلو می روند و من خوشحالم که با تیم کار می کنم. شغل من بهترین شغلی است که وجود دارد. من فردی خوش بین هستم و به پیشرفت اعتقاد دارم. من از اینکه در چنین دوره ای از تاریخ زندگی می کنم خشنودم.
-
یک شنبه 29 فروردین 1389
5:54 AM
نظرات(0)
پايداري در ازدواج هرگز کار راحتي نيست. زندگي مشترک ترکيبي از وجود دو نفر است که بايد با هم در تمام شرايط زندگي کنند. زن و شوهرها از دو فرهنگ متفاوت مي آيند که حتي ارزش هاي خانواده شان با هم يکي نيست. هر يک از آن ها شخصيت هاي متفاوتي دارند و ممکن است در درجه اول نقاط مشترک بسيار کمي را براي زندگي در کنار هم داشته باشند. در زندگي امروز ازدواج به علت استرس هاي موجود يک امر بسيار پرخطر تلقي مي شود. زندگي چنان سخت و پيچيده شده است که انتظارات زوجين از يکديگر با زمان هاي گذشته بسيار فرق کرده است. بنابراين براي همسران کم توان و بي تجربه بسيار مشکل است که در چنين شرايط پر از استرسي با يکديگر زندگي کنند و از اين رو برخي از زندگي ها پس از چند سال و گاه حتي چند ماه با شکست روبه رو مي شود. يکي از پيچيده ترين مشکلات در اين شرايط، وجود بچه هايي است که والدين آن ها از هم طلاق گرفته اند. آمار طلاق به نسبت دهه هاي قبل بسيار بالا رفته است و آمار دهه هاي 60 و 70 ميلادي به نسبت دهه هاي قبل بسيار بيشتر است. از اين رو مشکلات کودکاني که والدين شان از هم طلاق گرفته اند، بسيار حائز اهميت است. طلاق براي اغلب زن و شوهرها دردناک است، اما براي فرزندان آن ها که حتي درکي از مشکلات و مسائل پيچيده زندگي ندارند دردناک تر است. اين کودکان سوال هاي بي جواب بسياري را در ذهن خود دارند و در نهايت به علت نيافتن پاسخ درستي براي سوال هايشان خود را سرزنش مي کنند. اين مسأله براي نوجوانان بسيار مشکل است که در حالي که نمي دانند مشکل واقعي کجاست تصميم به حل آن مشکل بگيرند. طلاق تاثيرات بدي را روي بچه ها از هر سني که باشند مي گذارد. حتي نوزاداني که ظاهرا چيزي نمي دانند به راحتي حس مي کنند که والدين شان با هم مشکل دارند. قطعا اين موضوع آن ها را تحت تاثير قرار مي دهد و بسيار آسيب پذير مي کند. بچه هاي يکي، دو ساله با وجود اين که شرايط طلاق را درک نمي کنند، اما متوجه عدم حضور والدين شان مي شوند. آن ها اغلب گريه مي کنند و احساس ناامني دارند. اگر دقت کرده باشيد آن ها دوست دارند دائما به مادرشان بچسبند چرا که مي ترسند مبادا او را نيز از دست بدهند. اين بچه ها هنگامي که بزرگ تر مي شوند به علت افسردگي به موادمخدر و الکل روي مي آورند. طبق تحقيقات مشخص شده است که 63 درصد از آن ها مشکلات روحي و رواني چون ناراحتي، خشونت، ترس و افسردگي دارند. طلاق روي دخترها بيشتر تاثير مي گذارد. تحقيقات نشان داده است که دختراني که والدين شان از هم جدا شده اند اعتماد به نفس بسيار کمي دارند. به علت عدم حضور پدر که نوعي عشق از يک جنس مخالف را به او مي ورزد، دخترها پس از ازدواج قادر نخواهند بود تا با شوهر خود که جنس مخالف اوست رابطه برقرار کنند و زندگي زناشويي موفقي را نخواهند داشت. بيشتر آن ها خود را به علت اين که زيبا نيستند سرزنش مي کنند و فکر مي کنند به همين علت پدرشان آن ها را دوست نداشته و ترک شان کرده است. آن ها احساس تنهايي مي کنند و فکر مي کنند پس زده شده اند. يکي از بزرگ ترين نگراني هاي بچه هاي طلاق ترس از اين است که مبادا پدر يا مادري که با آن ها زندگي مي کند، تنهاي شان بگذارد. بيشتر آن ها چنين سوال هايي از خود مي پرسند«اگر مادرم هم مثل پدرم من را ترک کند چه اتفاقي برايم مي افتد؟» زندگي با ترس براي رشد آن ها بسيار مضر است. آن ها حتي مي ترسند که مبادا پدر يا مادرشان با شخص ديگري ازدواج کند. چون ازدواج والدين تغيير اساسي در زندگي آن ها ايجاد مي کند و اغلب فرزندان طلاق از به وجود آمدن تغيير در زندگي و برنامه زندگي خود مي ترسند. بسياري از زوجيني که تصميم به طلاق مي گيرند کمتر به مشکلاتي که در آينده براي فرزندان شان پيش مي آيد، فکر مي کنند و بر اين باورند که از پس حل مشکلات برمي آيند. البته در برابر اين انديشه بسياري از متخصصان نيز به اين نتيجه رسيده اند که زوج هايي که واقعا امکان زندگي با يکديگر را ندارند و هر روز را با جنگ و جدال و ناآرامي مي گذرانند، هيچ راه ديگري جز طلاق نخواهند داشت. بسياري برآنند که شرايط کودکي که در چنين محيطي زندگي مي کند به مراتب ناگوارتر از کودکي است که با طلاق مواجه مي شود. چنين کودکاني همواره در جهنم زندگي مي کنند و با آسيب هاي به مراتب جدي تري مواجه مي شوند.
-
یک شنبه 29 فروردین 1389
5:52 AM
نظرات(0)
مرجعی مناسب برای تحقیقات و پروژه در زمینه های سخت افزار، نرم افزار، شبکه، سیستم عامل، اینترنت، فناوری اطلاعات، برنامه نویسی، سیستم های مدیریت محتوا
MP4 چيست ؟
MP4 مخفف MEPG4 استاندارد ISO/IEC است كه توسط (MEPG4 (GroupMoving Picture Expert ارائه شده است. اين كميته توسعه MPEG1 و MEPG2 را نيز بر عهده داشته است. اين استانداردها تاثير چشمگيري بر صنعت چند رسانه اي ها و به خصوص در ارايه فيلم هاي ويديويي روي CD و تلويزيون هاي ديجيتالي داشته اند. 4 MEPG نتيجه تلاش بين المللي ديگري با صدها محقق و مهندس در سرتاسر جهان است كه با اسم 14496 ISO/IEC در اكتبر 1998نهايي شد و در اولين ماه هاي 1999 استاندارد گرديد.البته پس از آن نسخه هايي از اين استاندارد ارايه شده است و هنوز كار روي اين استاندارد ادامه دارد. - تلويزيون هاي ديجيتالي - برنامه هاي كاربردي گرافيكي متعامل با كاربر - چند رسانه اي هاي متعامل باكاربر (در دسترسي هاي اينترنتي) 4 MPEG مؤلفه هاي تكنولوژيكي استاندارد شده اي در اختيار قرار مي دهد كه امر يكپارچگي محصول توزيع و دسترسي به محتويات را ممكن مي سازد. اطلاعات تخصصي تر در مورد اين استاندارد مي تواند .
موفقيت MPEG4 در سه حيطه اساسي زير است:
-
یک شنبه 29 فروردین 1389
5:46 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



